غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
356
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
لوازم امانت و ديانت از تمامى قضاة دار السلطنهء هراة اختيار و اعتبار بيشتر يافت و پرتو التفات و عنايت حضرت خاقانى كما يجب و ينبغى بر وجنات احوالش تافت و قاضى اختيار - الدين در وقت استيلاء ابو الفتح محمد خان شيبانى نيز بآ ؟ ؟ ؟ امر منصوب بود و بعد از كشته شدن آن پادشاه عاليجاه به وطن اصلى شتافته بزراعت اشتغال نمود و در اوايل سنهء ثمان و عشرين و تسعمائه به مرض سوء القنيه درگذشت و در قصبهء تربت بمقبرهء آبا و اجداد خود مدفون گشت از نتايج اقلام فصاحت ارقام قاضى اختيار الدين اقتباسات و مختار الاختيار در ميان فضلاء روزگار مشهور است و در تاريخ منبرى كه از سنك مرمر امير عليشير در مسجد جامع هراة ساخته اين قطعه بر لوح اعتبار مسطور قطعه از همت بزرگى شد منبرى مكمل * كز غايت ترفع بر عرش سر كشيده هرگز كسى نديده منبر بسنك مرمر * تاريخ شد همان كو هرگز كسى نديده . شيخ نور الدين محمد در سلك احفاد قطب سپهر هدايت شيخ زين الدين خوافى منتظم بود و مشار اليه بمزيد تقوى و فضل و كمال از علماء ستودهخصال ممتاز و مستثنى مىنمود از غايت حدت طبع وجودت ذهن در اوايل ايام شباب از تحصيل علوم فراغت يافت و آغاز درس و افاده كرده پرتو انوار ضمير دانشپذيرش بر صفحات احوال طلبهء علوم تافت گوش هوش تلامذه از نتايج بحر خاطر فضايل مآثرش بلئالى نكات دقيقه و جواهر دقايق انيقه گرانبار گشت و پايهء قدر و منزلتش در سلوك طريق زهد و تقوى و تبحر در فنون درس و فتوى از امثال و اقران درگذشت و آن جناب مدتى مديد در زمان خجستهنشان خاقان منصور و شيبانى خان در بقاع نقاع بلدهء فاخرهء هراة به منصب تدريس منصوب بود و در اوان دولت شاهى بنابر تعصب مذهب تسنن زبان حقايق بيان از قيل و قال بسته ابواب سفر بر روى روزگار هدايت آثار گشود و در اوايل سنهء سة و عشرين و تسعمائه از وطن مألوف و مسكن معهود يعنى دار السلطنة هراة سلوك طريق مسافرت اختيار نمود و بصوب ولايت گرمسير و قندهار شتافت و شرف ملازمت حضرت خلافتپناه ظهير السلطنة و الخلافه محمد بابر پادشاه دريافت و چندگاه در ظل عاطفت آن پادشاه عاليجاه بموجب دلخواه اوقات گذرانيد و فى جمادى الاخرى سنهء ثمان و عشرين و تسعمائه در بلدهء كابل بعالم آخرت خراميد و حالا برادر ارشدش شيخ زبن كه از اقسام فنون بهرهمند است و از حيثيت لطف طبع و حسن خلق و لطافت گفتار و محاسن كردار بىشبه و مانند در آن آستان معدلت آشيان بسر ميبرد و منظور نظر الطاف پادشاهانه بوده در سرانجام مهام فرق انام سعى و اهتمام مبذول ميدارد و در انجاح ملتمسات خواص و عوام لوازم اجتهاد ظاهر ساخته تخم محبت در فضاء خواطر ميگمار و عطيهء كف باذلش چون پرتو آفتاب شامل حال شيخ و شاب و گنجينهء دل بحر آثارش مخزن دقايق مؤلفات اولو الالباب بيت چو هست از وى خدا و خلق خشنود * زلال دولت او باد ممدود . شيخ ابو الوجد فارغى خال جمال حال اين دو برادر صاحبكمالست و بوفور فضل و عرفان سرآمد ارباب وجد و حال و آن جناب ولد شيخ وجيه الدين است كه مضمون